گفتم دوستت دارم........!
-
تاریخ: 1391/6/15 ساعت: 23:54
گفتم دوستت دارم . . . . گفت : " دروغ می گویی ! " گفتم عاشقت هستم . . . گفت : " دروغ می گویی ! " گفتم بی تو می میرم . . . . گفت : " دروغ میگویی ! " هدیه گران قیمتی را تقدیمش کردم. چشمانش برقی زد و گفت: " شوخی کردم . . . من هم دوستت دارم!" گفتم: " . . . . . دروغ می گویی
روی فبرم بنویسید......!
-
تاریخ: 1391/6/15 ساعت: 23:27
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم ...
بی معرفت....!
-
تاریخ: 1391/6/15 ساعت: 23:21
ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ ، ﮔﻔﺘﯽ ﺩﺳﺘﺎﺕ ﭼﻘﺪﺭ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ... ﺳﺮﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﻣﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﯼ ﻧﮑﺮﺩﻥ ،ﺗﻮ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﯼ ...!!
این راه......!
-
تاریخ: 1391/6/15 ساعت: 23:20
همین مسیر را مستقیم بروی می رسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود آن دیگری به ختم من !!!
Sokot por seda
-
تاریخ: 1391/6/15 ساعت: 22:57
بگویید بر گورم بنویسند زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت. مهربون بود ولی مهر نورزید. طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد. در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت. در زندگی احساس تنهایی نمود ولی هرگزدل به کسی نداد. و خلاصه... بنویسید "زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی...